جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۶
نظرات: ۰
۰
-
سیدآبادی در نشست «ترویج گفتمان فردای ایران» موسسه اطلاعات: واقعیت‌های نسل جوان را بپذیریم

علی‌اصغر سیدآبادی، نویسنده، شاعر، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان، به تازگی‌ مهمان نشست «ترویج گفتمان فردای ایران» در مؤسسه اطلاعات بود.

به گزارش اطلاعات، سیدآبادی علاوه بر فعالیت در حوزه روزنامه‌نگاری و نقد ادبی، در زمینه پژوهش و معرفی آثار ادبیات کودک و نوجوان نیز فعال بوده و سردبیری فصلنامه تخصصی «پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان» را بر عهده داشته است. بخش مهمی از فعالیت‌های او به گسترش فرهنگ مطالعه، آشنایی کودکان و نوجوانان با ادبیات و تقویت جایگاه کتاب در زندگی اجتماعی اختصاص دارد. سیدآبادی تاکنون بیش از ۵۰ عنوان کتاب در زمینه داستان، شعر و پژوهش ادبیات کودک و نوجوان منتشر کرده است.

بازآفرینی قصه‌های عامیانه ایرانی و معرفی تاریخ و اندیشه ایرانی به مخاطبان جوان، از محورهای مهم آثار او به شمار می‌رود؛ از جمله مجموعه «تاریخ با غرغرهای اضافه» و آثاری در مجموعه «داستان فکر ایرانی». فعالیت‌های او به تألیف و پژوهش محدود نمانده و در طراحی و پشتیبانی طرح‌هایی همچون «پایتخت کتاب ایران»، «روستاها و عشایر دوستدار کتاب» و فهرست کتاب‌های مناسب کودک و نوجوان «لاک‌پشت پرنده» نیز مشارکت داشته است.

در سال ۱۳۹۷ نیز انجمن نویسندگان کودک و نوجوان نام او را به‌عنوان یکی از نامزدهای ایرانی جایزه یادبود آسترید لیندگرن معرفی کرد؛ جایزه‌ای بین‌المللی که به آثار و فعالیت‌های برجسته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اختصاص دارد.

موضوع سخنرانی سیدآبادی در نشست ترویج گفتمان فردای ایران « ویژگی‌های کلی نسل Z » بود. وی در ابتدای سخنرانی‌اش این ویژگی‌ها را در محورهای زیر خلاصه کرد:

۱- نسبت به نسل‌های قبلی، پرسشگر و مطالبه‌گر هستند
۲- این نسل در ایران، به علت تجربه‌های تلخ سیاسی، خشن هستند
۳- نسبت به نسل‌های قبل، دگرگونی معرفت‌شناسانه یافته‌اند.
۴- مرجعیت دانشی آنها تنوع یافته و به معلمان، استادان، روحانیون، منابر و صدا و سیمای دولتی منحصر نیست.
۵- ایران دوست هستند، به ویژه آنکه این ویژگی در مناطق کمتر برخوردار بیشتر مشاهده می‌شود.
۶- به گونه‌ای غیرسنتی، مذهبی هستند.
۷- خانواده‌های خود را به شکلی متمدنانه تغییر داده و همراه خود کرده‌اند.
۸- برخورد آنها با قشر سنتی، متکی بر گفتگو و تعامل است.
۹- طبق پیمایش یونسکو در زمان شهید رئیسی، نسل Z ایرانی بسیار خانواده دوست هستند.

وی پس از بیان این ویژگی‌ها تأکید کرد که شناخت درست افراد این نسل، شرط ضروری تعامل درست با آنهاست.

جرقه شکل‌گیری پژوهش جدید

  سیدآبادی با اشاره به سابقه کاری‌اش در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان و بررسی‌های نظری پیرامون مخاطب‌شناسی، بیان کرد که در سال ۱۴۰۰ برای سمیناری مقاله‌ای درباره ویژگی‌های نوجوانان امروز، تحولات فناورانه، تحول ساختار خانواده و تحولات سیاسی آماده کرده بود. پس از آن تصمیم گرفت این موضوع را فراتر از یک مقاله پژوهشی گسترش دهد.

وی انگیزه این کار را به مشاهدات میدانی در مسیر رفت‌وآمد خود در روزهای شهریور و مهر ۱۴۰۱  و همزمان با اعترضات آن زمان‌نسبت داد. وی تأکید کرد که ویژگی‌هایی که در رابطه نسل جدید با نسل قبل مشاهده کرد رویکرد پژوهش او را متحول ساخت. مشاهدات سیدآبادی نشان می‌داد که اعتراضات آن روزها صرفاً یک کنش فردی از سوی نوجوانان نبود، بلکه با همراهی و حمایت خانواده آنها رخ می‌داد و همین امر سبب شد که شکل کتاب و تمرکز پژوهش او  از همین نقطه تغییر کند.

 تصمیم‌گیری مشترک

سیدآبادی افزود:« با بررسی پیمایش‌های موجود برایم مشخص شد که عمده پیمایش‌های ملی، گروه‌های سنی بالای ۱۵ یا ۱۸ سال را سنجیده‌اند و داده متقن ملی درباره این نسل وجود ندارد. از این رو، الگوی پژوهش کیفی بر مبنای ۲۵۰ گفتگوی عمیق و رودررو با نوجوانان در شهرها و روستاهای مختلف، در کنار پرسشنامه‌های مکتوب در حوزه‌های دین‌داری، ایران‌دوستی، سیاست و الگوهای فردی طراحی و اجرا شد. یافته اصلی او در این پژوهش‌ها  این است که جامعه و خانواده‌ها هم‌پای فرزندان دچار تغییر شده‌اند. او همچنین با استناد به پیمایش‌های تاریخی دهه پنجاه گفت که در گذشته حدود ۷۵ درصد تصمیم‌گیری‌ها درون خانواده توسط مرد خانه انجام می‌شد و سهم زنان نزدیک به ۱۱ درصد بود؛ اما در آخرین پیمایش‌ها در۳ سال اخیر سهم تصمیم‌گیری انفرادی مرد به حدود ۳ و خرده‌ای درصد و سهم زن به حدود ۹ درصد رسیده و بالاترین فراوانی مربوط به «تصمیم‌گیری مشترک همه اعضای خانواده» است.»

وی با تأکید بر اهمیت خانواده و حمایت والدین از فرزندان در پیمایش‌های اخیر در  ایران، تأکید کرد: « برخلاف پیمایش‌های جهانی که نخستین مرجع مشورتی کودکان در مواجهه با چالش‌ها را «دوستان» یا «مشاوران مدرسه» می‌دانند، در ایران رتبه نخست به «پدر و مادر» اختصاص دارد. به دلیل افت کارکرد و اعتماد به نهادهای رسمی و عمومی، جامعه و نسل جدید به نهاد خانواده پناه برده‌اند و سرمایه اجتماعی و اعتبار خانواده نزد فرزندان از حدود ۳۳ درصد به بالای ۵۰ درصد جهش یافته است.

در این پیمایش‌ها پیوند این نسل جدید با خانواده سه ویژگی مهم داشت:

مداراگرتر شدن خانواده و احساس تعلق عاطفی: والدین حامی بی چون‌وچرای فرزندان خود در برابر نهادهای بیرونی شده‌اند و معلمان و مدیران مدارس نیز این تغییر لحن و دفاع بی قیدوشرط مادران و پدران از فرزندان را تجربه کرده‌اند.

 دگرگونی در اقتدار دانشی در پی تحولات فناوری: موازنه دانش تغییریافته و نوجوانان به واسطه دسترسی به ابزارهای دیجیتال در موضوعاتی خاص اطلاعاتی فراتر از والدین و معلمان دارند؛ مشابه پدیده آموزش متقابل والدین توسط فرزندان در خانواده‌های مهاجر.

انباشت ناکامی‌های سیاسی دهه‌های گذشته: وجودخشم بدون استدلال در بخشی از این نسل ناشی از بن‌بست‌ها و ناکامی‌های دوره‌های گذشته است.» 

سیدآبادی به جای کاربرد عنوان «نسل Z » بر عنوان «دهه‌هشتادی‌ها» تأکید دارد، زیرا  از نظر وی، هر دو طرف ماجرای  سال ۱۴۰۱ (هم معترضان در میدان و هم مدافعان) برآمده از زیست‌بوم همین نسل هستند.

 دگرگونی معرفت‌شناختی 

سیدآبادی در رابطه با تفاوت‌های نسل جدید با نسل‌های گذشته از مفهوم «دگرگونی معرفتی» به جای مفهوم «گسست نسلی» استفاده کرد و در این باره گفت: «  اختلاف میان نسل جدید و گذشته از جنس شکاف ارزشی یا گسست نسلیِ متشنج نیست، بلکه یک «دگرگونی معرفت‌شناختی» است؛ یعنی تعریف، منشأ و اعتبار دانش تغییر کرده است. اگر پدر، مادر یا صداوسیما مطلبی را بیان کنند، پذیرش آن خودکار نیست و با ملاک‌های نوینی سنجیده می‌شود. ویژگی مثبت این دگرگونی، مدارا و دوری از نزاع است؛ فرزند آگاه است که والدینش گونه‌ای دیگر می‌اندیشند، تفاوت نگاه را درک می‌کند و در عین حفظ احترام، از کنار تحمیل‌ها عبور می‌نماید.

یکی از علل تعارضات بیرونی نسل جوان این است که صدای او در محیط مدنی و مشارکتی خانه شنیده و پذیرفته می‌شود، اما در ساختار سلسله‌مراتبی و غیرمنعطف اداری و آموزش‌وپرورش بازتابی نمی‌یابد. همچنین‌ساختار حاکمیتی متناسب با تحول مردم‌ سالارانه درون خانواده‌ها تغییر نکرده است.»

 سیدآبادی در ادامه به تبیین نوع تعریف از تفاوت‌های نسلی پرداخت و گفت:« در گسست نسلی و ارزشی، تنش زیادی وجود دارد؛ اما در دگرگونی معرفت‌شناختی، فضا به سمت تنش پیش نمی‌رود. نوجوان آگاه است که پدر یا مادرش نگاه متفاوتی دارد، باورهای آن‌ها را نمی‌پذیرد اما در عین حال لزوم حفظ احترام متقابل را درک می‌کند. در پیمایش‌های رودررو، وقتی از نوجوانان پرسیده شد که با فرد مخالفِ خود چگونه رفتار می‌کنند، پاسخ غالب «نادیده گرفتن» یا «عبور مسالمت‌آمیز» بود و نیازی به اصرار بر اشتباه بودنِ عقیده طرف مقابل نمی‌دیدند؛ این مدارا نشان‌دهنده تفاوت بنیادین این نسل است.  

به عقیده او،بخش عمده‌ای از مطالبات و اعتراضات نسل جدید بیرون از خانه شکل می‌گیرد، زیرا صدای آن‌ها درون خانواده شنیده شده و به رسمیت شناخته شده است، اما ساختار آموزش‌وپرورش و نهادهای رسمی همچنان با الگوی دستوری و سلسله‌مراتبی اداره می‌شوند و این دوگانگی زمینه‌ساز تعارض است. ساختار سیاسی و رسمی متناسب با تحول دموکراتیک ساختار خانواده به‌روز نشده است.

ایران‌دوستی و پیوند با مذهب

بخش دیگر سخنان سیدآبادی به تعلقات میهنی و مذهبی نسل جوان اختصاص داشت. وی در این باره گفت:« اکثریت مطلق نوجوانان مورد پژوهش، تعلق و علاقه خود به ایران را ابراز کرده‌اند؛ گرچه نقدهای تندی به حاکمیت، عملکرد مردم یا بحران‌های زیست‌محیطی دارند. نکته جالب اینکه افت شاخص ایران‌دوستی بیشتر در میان طبقات برخوردار و بالای شهر تهران دیده شد تا در شهرستان‌های محروم. درباره مذهب نیز تحلیل‌های رایج مبنی بر دین‌گریزی کامل این نسل‌ساده‌انگارانه است؛ چون گرایش‌های مذهبی در آنها  وجود دارد اما قرائت و شکل ابراز آن از چارچوب‌ها و مناسک رسمی فاصله گرفته است.نارضایتی طبقات برخوردار لزوماً به معنای فقر مادی نیست؛ بلکه «سقف آرزوها» و مطالبات بر اساس سطح داشته‌ها و مقایسه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. به همین دلیل، در پیمایش‌های مختلف همواره طبقه متوسط به بالا بیش از سایر اقشار نسبت به وضعیت موجود منتقد و ناراضی بوده‌اند.»

 پیشتازی معترضان دهه‌شصتی

نکته دیگر سخنان مهمان نشست مؤسسه اطلاعات راجع به نارضایتی‌ها در نسل‌های مختلف بود. وی تأکید کرد:  « با وجود نمود میدانی دهه‌هشتادی‌ها، معترض‌ترین نسل معاصر ایران دهه‌شصتی‌ها هستند؛ نسلی که ترومای فشارهای تربیتی، جنگ و محدودیت‌های شدید دوره تحصیل را چشیده‌اند و نارضایتی عمیقی را با خود حمل می‌کنند.»
 

ضرورت پذیرش واقعیت به جای تجویز دستوری

سیدآبادی در جمع‌بندی تأکید کرد که رویکرد اصلی در مواجهه با این تحولات نباید تجویزهای کلیشه‌ای، زور یا تبلیغات ناکارآمد باشد. نخستین و مهم‌ترین گام برای سیاستگذاران، «به رسمیت شناختن» عینی و واقعی این دگرگونی معرفت‌شناختی در جامعه و خانواده است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی